پازل
من
پازلی درهم
می جویم قطعه های گمشده ام را
همه را یافته ام
همه را جز
یکی
و فقط یکی
تصویر ثابت می کند
این دختر قلب ندارد
آهای مراقب باشید
خطر سقوط در فضای خالی
این دختر که فرشته می نامیدش
قلب ندارد...
کاش بدانم کجا گذاشتمت !!!
![]()
من
پازلی درهم
می جویم قطعه های گمشده ام را
همه را یافته ام
همه را جز
یکی
و فقط یکی
تصویر ثابت می کند
این دختر قلب ندارد
آهای مراقب باشید
خطر سقوط در فضای خالی
این دختر که فرشته می نامیدش
قلب ندارد...
کاش بدانم کجا گذاشتمت !!!
![]()
سخت است
بی تو
با تو
ماندن
می ترسم از فروپاشی ...
خستهشدمازتمامفاصلهایـایندنیاکاشتمامخطوطفاصلهرابرداریمکاشازبینکلماتبینحـر
وفبینصداهادستهاودلهابرداشتهشودهرفاصلهایکاشبینمنوتوهمهفـاصلههابـرداشتهشو
دکاش...
بدجور عادت کرده ایم به فاصله بین کلمات فاصله بین نفس ها فاصله بین صداها که اگر نباشند خواندنشان سخت می شود جمله بالا را بی فاصله نوشتم بخوانیدش بیفاصله ترین نوشته دنیا ارزش خواندنش را دارد یکبار ...
کاش برداریم همه فاصله ها را بین
دست من و دست تو
نه بیشتر!
من و تو
بیشتر !
من تو
و بیشتر !
منتو...
بیشتر و بیشتر
ما...
بس که متفاوتم ساده به نظر می رسم
بس که ساده ام متفاوت
بس که ساده و متفاوتم به نظر نمی رسم !!!!!
هرچه متفاوت و هرچه ساده ...
خیالی نیست خدا هست ...
ظهر زمستانی و سرمای شهر و تب داغ من
ترافیک
زنگهای پی در پی موبایل
کجایی؟
سکوت
می لرزم از سرما
از گرما
خشکیده بر لبم واژه "ما"
چه فاصله ای در یک لحظه یک آن
و آن...
ترافیک
راه و راه و راه
جاده ای آشنا
انقدر سردم است که نمی دانی
انقدر داغم که نمی دانی
کجا می رویم ؟!
صدای بوق
صدای فرمان فتحعلیان
صدای من
صدای هیچ ...
دروغ !!
ترمز
و تمام
و آغاز
رنجی که ترس آفرید ...
باز کابوس دیده ام
کاش خواب می دیدم آغوش تو را مهربان و گشاده بی تردید بی تشویش و بی تقصیر...
کاش خواب دیده بودم ...
گمان می کنند بخاطر تو پشت در مانده اند ...!
نمی دانند ...
سالهاست از پنجره گریخته ای ...
وقتی می رفتی یادت رفت حباب شیشه ای را بگذاری روی گل سرخت ...
مدتهاست کرمها را هم نکشته ای ...
پروانه که نشدند هیچ به ریشه زدند ...
تو مسئول گل سرخ خود هستی ...
امضا ء گل سرخ ![]()
- آهای ! خبر نداری دلم ...
- خبر دارم دلت ...
- پس چرا ...؟
- می دانی ...
- دلتنگم ...
- می دانم ...
- پی ِ نشانه ای از تو ...
- مثل سنگ هایی که ...
- درخت ها...
- گل های خشک ...
- عطر ها ...
- صدای خنده ها ...
- گریه ها ...
- کوچه ها ...
- نامه هایی که پاره ...
- گم شده ...
- دیگر نیست می دانم ...
-
-
- دستهایت ...
- دستهایت ...؟
- نگاه کن ...
- می بینی ؟
- می بینی ؟
- آری...
- آری...
- هست ...
- هست ...
- هستم ...
- هستم...
- ...
- ...
- ..
- ..
- .
- .
-
-
-
-
-
*******************************************************
30/4/85 ساعت 9:55 شب