11 شبانه!
یازده ِ شبانه ( تمامی این نوشته ها را 11 شب دیشب نوشته ام !!)
اگر لباس آرزوهایم
برایت گشاد بود
ببخش
می دانم خیاط خوبی نیستم
همچنان که
شاعر خوبی!
*
آنقدر نوشتنم
دلتنگ قلم است
که بی فکر و اراده
حرکت می کند این
دستهای تنهایی!
*
حرفهای تنهایی ام را
با تو قسمت می کنم
شبهای تنهایی ام را نیز
همچنان که
عاشقی ِ تنهایی ام را!
*
رد پاهایم را
برایت جا گذاشته بودم
که بوقت آمدن
گم نشوی
در خاطرم نبود
در ساحل قدم می زنم!
*
چو گم کرده ام من دو چشم سیاه
مزن حرفهای دلت با زبان نگاه!
روزگار به کامتان ...
من در جستجوی خویشتنم ...