یادته؟!!!

 

 

رو سر بنه  به  بالین  تنها مرا  رها  کـن

ترک   مــن  خراب   شبـگرد   مبتلا  کن

مائیم  و مـوج  سودا  شب  تا  بروز  تنها

خواهی  برو  ببخشا خواهی  بیا جفا  کـن

از  مـن  گریز  تـا  تو هم  در بـلا  نیفتـی

بگزین  ره   سلامت   ترک  ره  بلا   کن

مـائیم  و  آب  دیـده  در کنج  غم   خزیده

بـر آب  دیده  مـا  صد  جـــای آسیـا  کــن

خیره کشی است مارا دارد دلی  چـو خارا

بکشد  کسش  نگوید  تدبیر خــون بها کــن

بـر شاه  خوب رویان  واجب  وفـــا  نباشد

ای زرد روی عاشق تو صبر کن وفــا کن

دردیست  غیـر مـردن  آن  را  دوا  نباشـد

پس من چگونه گویم کاین  درد را دوا  کن

در خواب دوش پیری در کوی عشق  دیدم

با دست اشارتم کرد که عزم سوی  ما  کن

گراژدهاست بر ره عشق است چون زمرد

از بـرق  این  زمرد این  دفـع  اژدها   کـن

 

 

 

شعر : مولوی

 

 

فرد شدن!!!!!

 

هرچه می شمارم

گامهایم فرد شده

دستهایم فرد شده

چشمهایم فرد شده

قلبم فرد شده

به گمانم

همه هستی من یکفردشده ...

 

امروز صبح در سرویس نوشته شد

 

 

*مردی در کوچه سلطان قلبها می خواند ... ( دیشب خواب تو را دیدم چه رویای پر شوری ... )

*فردا روز قلم است ... ( بد نیست یک روز را هم به کیبورد اختصاص دهیم رفیق تنهاییمان شده بی ادعا ...)

 

1+1

 

۱+۱=۰

 

از آن روزها که اصفهان را با ح می نوشتم و جمع 1+1 را برابر با صفر تا آن روز که رادیکال 36 را مساوی 4 نوشتی و نمره مان 3.5 شد  روزها مثل باد گذشت اما پس از آن هر روز سالی شد و هر سال عمری با تو یا بی تو ...

 

این روزها به گمانم بازگشته ام به کودکی چه فرق می کند اصفحان را با کدام ه بنویسی هر چه باشد این روزها در اصفحان و هر جا که باشم یا نباشم 1+1 برابر با صفر است ...

 

 

چه فرغ می کند این روزها مخاتب طو باشی که دیگر نیصطی یا او باشد که هثت یا آنها که روزی از کوچه پص کوچه های ظهنم گظر خاهند کرد خوب می دانم همه رفتنی اند و باز من می مانم و خدا و ...

 

 

چه فرق می کند برای تو که این طو ، تو باشی یا نباشی ؟! این روزها به گمانم حیچ چیض فرغی نمی کند ضندگی را ثاده می گیرم و ساده می گزرد ...

 

حمین که حست خوب است و خدا را شکر ...

 

نقشه هایی کشیدم برای فردا که نمی دانم وغطی فردا شود فرغ می کند نغشه را چتور نوشته بودم امروظ یا نع !!!!

 

هنوظ نمی دانم چرا در بچگی انغدر نگران نمره دیکطه بودم چه فرق می کند عشق را عشغ بنویسی یا اِشغ ...

 

وقتی 1+1 می شود صفر ...